هستی که پیش ماماجان میخوابید. حدود یگ هفته است که مهراد هم شبها بیدار میشه و خودش بلند میشه و میره پیش ماماجان میخوابه.
زنگ در را زد. مهراد از آیفون تصویری دید.
یه نفر در را باز کرد. من ندیدم. پرسیدم کی بود؟
مهراد گفت "دویی"
8سال و 9 ماه و 12 روز
قراره امروز موهای مهراد را کوتاه کنیم. البته هنوز نبی نیومده
1سال و 4ماه و 7 روز
دیروز 27 اردی بهشت حدود ساعت 11-10 صبح مهراد در سن 17 ماهگی برای اولین بار روی قصری کارس را انجام داد (شماره 1 ، مایع)
به همه چیز دست میزنه! ففط تلویزیون اونجا را نگاه میکنه و بیرون نمیره!
خواستم بیرونش کنم، نمیرفت. بعد اومد منو به بیرون هدایت کرد، خودش رفت داخل و در را روی من بست!
دیروز هم هستی را از اتاق آجی یکتا بیرون کرد و در را بست!
انگار منتظر آجی بود که بخوابونش...
از دیروز میگه : ایِه (بجای کیه و چیه)
چند روزه که بای بای میکنه (دستشو تکون میده)
امروز ماماجان به هستی گفت زود، مهراد هم صوتی با وزن زود تولید کرد